بخوان مرا به شبی، که تو ای پاکیزه گُهر
به سمت تو شتابان، روانه شوم به سحر
طلب کنم ز تو آن، شیرین طعمِ لبانت
کنم جان و جهان را، همه یکباره فدایت
دست بنه به دلم تا، که دوباره زخمه زنی
که چنگ دلم کوک است، به هر آهنگی که زنی
برچسب:
نویسنده: محمد اسدی